close
تبلیغات در اینترنت
هاتف اصفهانی
loading...

پایگاه ادبی گنجینه

هاتف اصفهانی

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
بیاین مشاعره 23 3351 hadiramesh1376
من امینم شمام خودتونو معرفی کنین 13 3120 saye
بیوگرافی سهراب سپهری 1 4999 arezootam
داستان های طنز 7 2440 guis
دانلود دیوان حافظ و گلاستان سعدی 1 1719 dorkman
زوال 0 996 akmin91
جدید ترین آیا میدانید 91 0 2099 editor
1 اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی شیرازی 1 1320 mrbavandpoor
توانایی زبان فارسی در معادل‌سازی 0 1306 editor
زاویه دید در داستان 0 1362 editor
«بچه‌های بدشانس» دوباره به نمايشگاه می‌آيند 0 960 editor
نگاهي به مجموعه داستان «روياي مادرم» 0 1059 editor
25 فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری 0 900 editor
بیوگرافی ناصرخسرو حارث قبادیانی 0 1221 editor
بیوگرافی دکتر محمد علی اسلامی ندوشن 0 2250 editor
بیوگرافی دکتر محمد معین 0 1054 editor
آموزش قالب شعری قصیده 0 1142 editor
بیوگرافی مرتضی کاتوزیان 0 1231 editor
بیوگرافی جمشید هاشم پور 0 1104 editor
الفبای قصه نویسی 0 928 editor
شعر خلیج همیشه فارس 0 1504 editor
بیوگرافی زهرا اسدی 0 1309 editor
بیوگرافی آنتوان چخوف 0 917 editor
بیوگرافی فرشته ساری 0 1031 editor
بیوگرافی صادق هدایت 0 1238 editor
بیوگرافی خیام نیشابوری 0 1132 editor
داستان های کوتاه کوتاه 2 1762 editor
بیوگرافی حافظ شیرازی 0 2241 editor
زندگینامه مرحوم قیصر امین پور 0 9927 editor
بیوگرافی فروغ فرخزاد 0 2782 editor

زندگینامه هاتف اصفهانی

سید احمد اصفهانی متخلص به هاتف از سادات حسینی است

اصل خاندان او چنانکه از تذکره ها بر میاید از قصبه اردوباد آذربایجان بوده که در زمان پادشاهان صفوی از آن سامان به اصفهان آمده و در این شهر مسکن گزیده اند

هاتف در نیمه اول قرن دوازده هم در اصفهان زاده شد و در جوانی به تحصیل ریاضی و حکمت و طب پرداخت و در این فنون گویا از محضر میرزا محمد نصر اصفهانی استفاده کرده است . و در شعر استاد راهنمای او مشتاق بوده است...

admin بازدید : 1317 دوشنبه 03 مهر 1391 زمان : 11:12 نظرات ()

سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را-هاتف اصفهانی

سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را

جان نثار افشان خاک آستان آرم تو را

از کدامین باغی ای مرغ سحر با من بگوی

تا پیام طایر هم آشیان آرم تو را

من خموشم حال من می‌پرسی ای همدم که باز

نالم و از نالهٔ خود در فغان آرم تو را

شکوه از پیری کنی زاهد بیا همراه من

تا به میخانه برم پیر و جوان آرم تو را

ناله بی‌تاثیر و افغان بی‌اثر چون زین دو من

بر سر مهر ای مه نامهربان آرم تو را

گر نیارم بر زبان از غیر حرفی چون کنم

تا به حرف ای دلبر نامهربان آرم تو را

در بهار از من مرنج ای باغبان گاهی اگر

یاد از بی برگی فصل خزان آرم تو را

خامشی از قصهٔ عشق بتان هاتف چرا

باز خواهم بر سر این داستان آرم تو را

admin بازدید : 484 چهارشنبه 20 مهر 1390 زمان : 4:8 نظرات ()
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    آمار سایت
  • کل مطالب : 425
  • کل نظرات : 245
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 438
  • آی پی امروز : 31
  • آی پی دیروز : 63
  • بازدید امروز : 188
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 188
  • بازدید ماه : 188
  • بازدید سال : 188
  • بازدید کلی : 941,635
  • نرم افزار





















    تبلیغات