close
تبلیغات در اینترنت
آلفونس دولامارتین
loading...

پایگاه ادبی گنجینه

آلفونس دولامارتین

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
بیاین مشاعره 23 3404 hadiramesh1376
من امینم شمام خودتونو معرفی کنین 13 3164 saye
بیوگرافی سهراب سپهری 1 5034 arezootam
داستان های طنز 7 2499 guis
دانلود دیوان حافظ و گلاستان سعدی 1 1730 dorkman
زوال 0 1025 akmin91
جدید ترین آیا میدانید 91 0 2114 editor
1 اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی شیرازی 1 1329 mrbavandpoor
توانایی زبان فارسی در معادل‌سازی 0 1315 editor
زاویه دید در داستان 0 1389 editor
«بچه‌های بدشانس» دوباره به نمايشگاه می‌آيند 0 965 editor
نگاهي به مجموعه داستان «روياي مادرم» 0 1074 editor
25 فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری 0 927 editor
بیوگرافی ناصرخسرو حارث قبادیانی 0 1246 editor
بیوگرافی دکتر محمد علی اسلامی ندوشن 0 2266 editor
بیوگرافی دکتر محمد معین 0 1068 editor
آموزش قالب شعری قصیده 0 1156 editor
بیوگرافی مرتضی کاتوزیان 0 1240 editor
بیوگرافی جمشید هاشم پور 0 1110 editor
الفبای قصه نویسی 0 943 editor
شعر خلیج همیشه فارس 0 1518 editor
بیوگرافی زهرا اسدی 0 1336 editor
بیوگرافی آنتوان چخوف 0 928 editor
بیوگرافی فرشته ساری 0 1037 editor
بیوگرافی صادق هدایت 0 1258 editor
بیوگرافی خیام نیشابوری 0 1141 editor
داستان های کوتاه کوتاه 2 1787 editor
بیوگرافی حافظ شیرازی 0 2256 editor
زندگینامه مرحوم قیصر امین پور 0 9941 editor
بیوگرافی فروغ فرخزاد 0 2807 editor

شعر «دریاچه»از آلفونس دولامارتین

دریاچه

آلفونیس دولامارتین

ترجمه به شعر آزاد موزون امیر هوشنگ کاوسی



بِدینگونه،رانده به هر سویی یک کرانه،

در این ظلمت جاودان،

کشتیِ عمرِ بازگشت.

پناهی توان یافت یکدم در این بحرِ بی‏انتهای زمانه؟

نیفکنده یکروز لنگر،

که جور زمان بر سفینه نشست...

admin بازدید : 1551 جمعه 08 ارديبهشت 1391 زمان : 22:24 نظرات ()

شاخه ي بادام شعری از آلفونس دولامارتین

شاخه ي بادام
این شاخه ی سبز بادام که پای تا سر در پیراهنی از شکوفه ی سپید پنهان شده چه زیباست وچه عطر دل انگیزی دارد!ولی آیا پایان عمر او نیز چنین خواهد بود؟
افسوس! چه آنرا بر جای گذارند و چه شکوفه های زیبایش را بچینند، چه بر سر زلف دلبری جایش دهند و چه بر روی قلب دلداده ای استوارش سازند،پیش از آنکه روزی چند بر آن بگذرد،همچون گل امید ما برگ به برگ فرو خواهد ریخت و از آن زیبایی و دل ربایی جز یأس و حسرت چیزی برجای نخواهد ماند
ای گل زیبا چقدر ماجرای زندگانی ما بتو شبیه است
گل زندگانی ما نیزچون تو روزی سر از خاک بدر می کند و روزی به آرامی گلبرگهای آن می شکفد.روزی بر اطراف خویش عطر بیزی می کندو روزی نیز پیش از آنکه موسم تابستان فرا رسد،می پژمرد و باز در دل خاک تیره مکان می گیرد
اکنون که این شکوفه ی خوش آب و رنگ چنین ناپایدار است،بیا تا فرصتی باقیست دست از آن بر نداریم و از عطر دل آویزش مشام جان را لذت بخشیم، از درون گلبرگهای خندان آن شیره ی روح پرورش را بمکیم و پیش ازآنکه باد صبا بوی جان فضایش را به غارت برد و چهره ی دل ربایش را آسیب رساند تمتئی برگیریم
تاریخچه ی زندگانی این گل بیوفا بسی ساده است:زمانی سر از خاک بدر کرد و روزی در سینه ی خاک رفت،وقتی نسیم بهاری گلبرگهای لطیفش را از هم بشکفت و روزگاری باد خزانی هر برگ آن را به گوشه ای پرتاب کرد
گوش فرادار تا بشنوی که هر گلی که دستخوش این تندباد یغماگر می شود،پیش از آنکه قدم در وادی نیستی گذارد چه می گوید
بکوشید تا این چند روزه ی عمر را با شادمانی بسر برید،زیرا دیری نخواهد گذشت که دوران شوم پیری فرا خواهد رسید وخاک تیره شما را برای همیشه در دل خویش مکان خواهد دهد
اکنون که مقدر است این شکوفه ی زیبا روزی نابود گردد پس هر چه زودتر بپژمرد و در خاک رود
اکنون که بناست این گلهای محبوب زمانی به وادی نیستی رهسپار شوند پس هم امروز رخت از جهان بر بندند و نام عشق را با خود از روی زمین بردارند...
admin بازدید : 602 پنجشنبه 28 مهر 1390 زمان : 22:18 نظرات ()
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    آمار سایت
  • کل مطالب : 425
  • کل نظرات : 245
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 438
  • آی پی امروز : 35
  • آی پی دیروز : 31
  • بازدید امروز : 142
  • باردید دیروز : 145
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 4
  • بازدید هفته : 706
  • بازدید ماه : 8,378
  • بازدید سال : 26,111
  • بازدید کلی : 967,558
  • نرم افزار





















    تبلیغات