close
تبلیغات در اینترنت
شعر آئینه شکسته سروده فروغ فرخزاد
loading...

پایگاه ادبی گنجینه

ديروز بياد تو و آن عشق دل انگيز بر پيكر خود پيرهن سبز نمودم در آينه بر صورت خود خيره شدم باز بند از سر گيسويم آهسته گشودم    عطر آوردم بر سر و بر سينه فشاندم چشمانم را نازكنان سرمه كشاندم افشان كردم زلفم را بر سر شانه در كنج لبم خالي آهسته نشاندم    گفتم بخود آنگاه صد افسوس…

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
بیاین مشاعره 23 3388 hadiramesh1376
من امینم شمام خودتونو معرفی کنین 13 3136 saye
بیوگرافی سهراب سپهری 1 5026 arezootam
داستان های طنز 7 2470 guis
دانلود دیوان حافظ و گلاستان سعدی 1 1726 dorkman
زوال 0 1021 akmin91
جدید ترین آیا میدانید 91 0 2111 editor
1 اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی شیرازی 1 1327 mrbavandpoor
توانایی زبان فارسی در معادل‌سازی 0 1314 editor
زاویه دید در داستان 0 1380 editor
«بچه‌های بدشانس» دوباره به نمايشگاه می‌آيند 0 964 editor
نگاهي به مجموعه داستان «روياي مادرم» 0 1070 editor
25 فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری 0 921 editor
بیوگرافی ناصرخسرو حارث قبادیانی 0 1243 editor
بیوگرافی دکتر محمد علی اسلامی ندوشن 0 2259 editor
بیوگرافی دکتر محمد معین 0 1064 editor
آموزش قالب شعری قصیده 0 1153 editor
بیوگرافی مرتضی کاتوزیان 0 1238 editor
بیوگرافی جمشید هاشم پور 0 1109 editor
الفبای قصه نویسی 0 939 editor
شعر خلیج همیشه فارس 0 1513 editor
بیوگرافی زهرا اسدی 0 1326 editor
بیوگرافی آنتوان چخوف 0 927 editor
بیوگرافی فرشته ساری 0 1036 editor
بیوگرافی صادق هدایت 0 1254 editor
بیوگرافی خیام نیشابوری 0 1137 editor
داستان های کوتاه کوتاه 2 1781 editor
بیوگرافی حافظ شیرازی 0 2252 editor
زندگینامه مرحوم قیصر امین پور 0 9936 editor
بیوگرافی فروغ فرخزاد 0 2795 editor

شعر آئینه شکسته سروده فروغ فرخزاد

ديروز بياد تو و آن عشق دل انگيز

بر پيكر خود پيرهن سبز نمودم

در آينه بر صورت خود خيره شدم باز

بند از سر گيسويم آهسته گشودم

 

 عطر آوردم بر سر و بر سينه فشاندم

چشمانم را نازكنان سرمه كشاندم

افشان كردم زلفم را بر سر شانه

در كنج لبم خالي آهسته نشاندم

 

 گفتم بخود آنگاه صد افسوس كه او نيست

تا مات شود زينهمه افسونگري و ناز

چون پيرهن سبز ببيند بتن من

با خنده بگويد كه چه زيبا شده اي باز

 

 او نيست كه در مردمك چشم سياهم

تا خيره شود عكس رخ خويش ببيند

اين گيسوي افشان بچه كار آيدم امشب

كو پنجه او تا كه در آن خانه گزيند

 

 او نيست كه بويد چو در آغوش من افتد

ديوانه صفت عطر دلاويز تنم را

اي آينه مردم من از اين حسرت و افسوس

او نيست كه بر سينه فشارد بدنم را

 

 من خيره به آئينه و او گوش بمن داشت

گفتم كه چسان حل كني اين مشكل ما را

بشكست و فغان كرد كه از شرح غم خويش

اي زن، چه بگويم، كه شكستي دل ما را

درباره فروغ فرخزاد ,
admin بازدید : 713 جمعه 03 آذر 1391 زمان : 14:49 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات

  • شاعران نامی
  • شاعران کلاسیک
  • شاعران جهان
  • نویسندگان ایرانی
  • نویسندگان جهان
  • داستان
  • شعر
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • کتاب
  • گالری تصاویر
  • نقاشی
  • آموزش
  • اخبار
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 425
  • کل نظرات : 245
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 438
  • آی پی امروز : 19
  • آی پی دیروز : 28
  • بازدید امروز : 96
  • باردید دیروز : 131
  • گوگل امروز : 5
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 227
  • بازدید ماه : 3,797
  • بازدید سال : 15,278
  • بازدید کلی : 956,725
  • نرم افزار





















    تبلیغات